چرا جنبش وال استریت نخواهد توانست سرمایه داری را ساقط کند؟ نسيم بيداري - آذر ماه 1390 | |
| چند هفته ای می شود که رسانه های حکومتی به همراه شماری از مسئولان و صاحبنظران دولتی با شعف وشادی جنبش اشغال وال استریت را جشن گرفته اند . بزغم آنان این جنبش آغاز پایان سرمایه داری غرب است و سرمایه داری به میمنت و مبارکی دارد سقوط می کند . جایگزین سرمایه داری هم ناگفته پیداست که نظام اسلامی حاکم بر ایران خواهد بود. البته نظام اسلامی حاکم بر ایران مستقیما جنبش اشغال وال استریت و در یک سطح کلی ترمجموعه جنبش گسترده ای که در غرب علیه نظام های حاکم بر آنها به راه افتاده را به وجود نیاورده است . بلکه سیاست های انقلابی و استکبار ستیزی ایران "بیداری اسلامی " را در جهان عرب را به راه می اندازد و بیداری اسلامی جهان عرب هم به نوبه خود باعث شعله ور شدن حرکت اعتراضی علیه کشورهای غربی بالاخص آمریکا شده اند . روزنامه های دولتی هر روز با تیترهای درشت در صفحه اولشان آخرین اخبار پیشرفت های جنبش اعتراضی مردم آمریکا علیه حکومت آمریکا یا نظام حاکم را چاپ می کنند . هر روز در صفحه نخست روزنامه های دولتی و سایت های وابسته به حکومت اخبار گسترش جنبش اعتراضی درج می شود . رسانه های حکومتی با هیجان و مشتاقانه گزارش می دهند که چگونه جنبش اعتراضی در غرب از شهری به شهری و از کشوری به کشور دیگری در حال گسترده شدن است . بخش دیگر پوشش خبری رسانه های حکومتی در برگیرنده "ضرب و شتم " و حملات گسترده و خشونت آمیز پلیس و نیروهای گارد ویژه و شبه نظامی به مردم و شهروندان معترض می باشد . و اینکه چگونه دهه و صدها و هزاران نفر را نیروهای ضد شورش درشهرهای مختلف اروپا و آمریکا بازداشت کرده اند . اما علیرغم ضرب وشتم بی امان نیروهای کماندو و ضد شورش به مردم معترض ،علیرغم بازداشت گسترده مردم ،جنبش نه تنها فروکش نکرده بلکه منظما روبه گسترش است . اکنون خبر می رسد که جنبش اعتراضی به آلمان رسیده و "جنبش اشغال مرکز بورس وسهام فرانکفورت" اعلام موجودیت نموده و همزمان در مادرید ، رم ، آتن و سایر پایتخت های کشور های غربی هم نهضت ضد سرمایه داری به حرکت در آمده . لندن هم که نگو و نپرس؛ خیابان های شهرهای بزرگ آن از جمله لندن پر است از تظاهرات و طغیان خروشان جوانان معترض و عصیانگر علیه حکومت ظالم و استعمارگر انگلستان است . فی الواقع اگر کسی خیلی علم و اطلاعی از مغرب زمین نداشته باشد و تنها منبع اطلاع رسانی اش رادیو وتلویزیون و مطبوعات دولتی ایران باشد دچار این تصور می شود که وضعیت کشورهای غربی بالاخص آمریکا همانند مصر و تونس و حتی شاید لیبی شده باشد . رسانه های حکومتی در ایران به گونه ای ظرف چند هفته اخیر "بیداری اسلامی جهان غرب " را رسانه ای کرده اند که مخاطب هیچ بعید نمی داند که فردا صبح اخبار رادیو و تلویزیون و روزنامه ها در ایران اعلام نماید که دیشب مردم آمریکا موفق شدند که کاخ سفید را به اشغال خود در آورند و دولت موقت انقلابی در واشنگتن اعلام موجودیت کرده . اوباما به یک روایت فرار کرده و به روایت دیگر توسط انقلابیون بازداشت شده وبه روایت برخی گزارش های دیگر در جریان تسخیر کاخ سفید توسط انقلابیون کشته شده است . ایضا هیچ بعید نمی داند که اگر اخبار صبحگاهی ادامه دهند که در پاریس هم درگیری های سختی برای گرفتن کاخ ورسای در جریان است و نیکلا سارکوزی فرار کرده است . |
وب سایتی است خبری تحلیلی که به موضوعات متنوعی در علوم انسانی و اجتماعی می پردازد به امید آگاهی بیشتر ایرانیان
۱۳۹۰ دی ۹, جمعه
جنبش وال استریت!!
نامه دکتر سروش به رهبری
۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه
شماره 12 آسمان
شماره 12 آسمان : در یکی از مجالس ختمی که هفته پیش در تهران برگزار شد و هاشمی رفسنجانی به عنوان صاحب مجلس در آن حضور داشت، یک میهمان دیگر نیز حضور داشت. جلسه ختم پر از چهره های شناخته شده دولت های قبل و مدیران سابق جمهورس اسلامی بود....اما آنچه جالب توجه بود، حضور مرد جوانی بود که تلاش کرد بی صدا بیاید و آهسته برود بی این که خبرنگاران و عکاسان متوجه حضور او شوند . او البته نه از مدیران سابق جمهوری اسلامی بود و نه از نسبتی با هاشمی داشت. جز معدودی که او را می شناختند و تعجب کردند که او چرا این جاست هیچ کس درباره او سخن نگفت....... او چه پیامی داشت؟
این شماره آسمان : یادداشت ها و گفتارهای از عباس عبدی ، زیبا کلام ، محمد علی ابطحی ، شمس الواعظین ، احسان نراقی ، محمد هاشمی ، تقی رحمانی ، عباس سلیمی نمین محمد نهاوندیانف جمشید پژویان ، احمد طالبی نژاد ، محسن وزیری مقدم و.... فرصتی برای میوه چینی ، درباره تخریب های جدید علیه هاشمی ، خانواده امام موسی صدر به لیبی می روند و...
این شماره آسمان : یادداشت ها و گفتارهای از عباس عبدی ، زیبا کلام ، محمد علی ابطحی ، شمس الواعظین ، احسان نراقی ، محمد هاشمی ، تقی رحمانی ، عباس سلیمی نمین محمد نهاوندیانف جمشید پژویان ، احمد طالبی نژاد ، محسن وزیری مقدم و.... فرصتی برای میوه چینی ، درباره تخریب های جدید علیه هاشمی ، خانواده امام موسی صدر به لیبی می روند و...
۱۳۹۰ مهر ۶, چهارشنبه
«مهرنامه» پانزدهم منتشر شد
| |
۱۳۹۰ شهریور ۱۱, جمعه
درسي از ديروز، براي امروز و فردا
لطفالله ميثمي
گزاره اول: در آستانه دهمين انتخابات رياستجمهوري در خرداد ماه 1388، مناظرهاي تلويزيوني بين آقاي دكتراحمدينژاد و مهندس ميرحسين موسوي رخ داد. هر دو، كانديداي رياستجمهوري بودند كه صلاحيتشان توسط شوراينگهبان تأييد شده بود.
آقاي احمدينژاد با زير پا گذاشتن اخلاق، پروندهاي كه در آن عكس همسر مهندس موسوي بود را به ايشان نشان داد، تا با ديدن آن پرونده مهندس موسوي نگران شود. آقاي احمدينژاد با آن «بگم بگم» معروف خود سعي كرد رقيب خود را بترساند تا او كوتاه بيايد. مهندس موسوي از مقامات علمي همسر خود دفاع جانانهاي كرد و ترفند آقاي احمدينژاد به يك روانشناسي معكوس تبديل و به زيان آقاي احمدينژاد تمام شد.
مهندس موسوي كه در سخنرانيهاي خود و مناظرههاي تلويزيوني از اقتصاد ملي در برابر واردات بيرويه دفاع ميكرد، پس از اين برخورد غيراخلاقي رقيب خود ناگهان به جوهر استبداد در تاريخ معاصر ما اشاره كرد و گفت من آمدهام تا با پروندهسازي، يعني وارونه نشاندادن و تحريف حقايق مبارزه كنم.
آقاي احمدينژاد بدون استناد به حكم قضايي، رياست نهاد خبرگان رهبري و رئيس نهاد تشخيص مصلحت نظام و همچنين رئيس كل بازرسي نهاد ولايت فقيه را دزد خطاب كرد و تلاش كرد با اين پروندهسازيها رقيب خود را از عرصه رقابت بيرون كند.
مردم ايران كه با شوري بينظير اين انتخابات را دنبال ميكردند، توقع داشتند به دليل زير پا گذاشتن عنصر اخلاق و اتهامزني بدون حكم قضايي و محكومكردن انگزدن و برچسبزدن، مقام رهبري انتخابات را به تعويق ميانداختند تا فضاي تنشزا به فضاي تنشزدا تبديل شود.
همه ميدانيم كه اخلاق سرلوحه دين است و به قول حكيم ابوالقاسم فردوسي «بهجز راستي كس نجويد زدين» و دروغ و تحريف حقايق گناه بزرگي است و پيامد بدي بر آن مترتب است. وقتي آقاي هاشمي رفسنجاني در برابر 50 ميليون بيننده ايراني متهم شد، ايشان طي نامهاي به مقام رهبري پيشبينيهايي كرد كه بيشتر آن پيشبينيها تحقق يافت و درخواست كرد ديگراني كه متهم شدهاند نيز بتوانند در تداوم مناظرههاي تلويزيوني از خود دفاع كنند كه به نظر من اين كار كمهزينهترين اقدام و مدني و قانونيترين كار بود، ولي در مقابل، آقاي هاشمي رفسنجاني ازسوي بسياري از مقامات و رسانههاي عمومي و برخي روزنامهنگاران متهم شد كه چرا به مقام رهبري نامهاي نوشته است. آنها سعي ميكردند ايشان را از سادهترين حق قانوني هر شهروند، يعني نامه نوشتن محروم كنند.
گزاره دوم: آقاي جوانفكر شخصيت نزديك و مشاور آقاي احمدينژاد و رئيس خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (ايرنا) طي مقالهاي در روزنامه ايران، در خرداد 1390، مخالفان آقاي احمدينژاد و مشايي را متهم كرده كه چرا بدون حكم دادگاه، جرياني را «انحرافي» مينامند و از كجا معلوم شده كه اين جريان انحرافي است؛ آيا نظر سردبير يك روزنامه صبح است يا نظر سايتهاي مربوط به جناح خاصي است و يا...؟ آقاي جوانفكر پس از دو سال متوجه ميشوند كه انگزدن و برچسبزدن آن هم بدون استناد به حكم قضايي كاري نادرست است.
گزاره سوم: پيشنهاد ميشود كه مقام رهبري هرگونه عمل منافي اخلاق مانند انگزني، برچسبزني و تحريف حقايق از جانب هر گروه و جناحي را بهطور خاص محكوم كنند و اجازه ندهند اخلاق كه در رأس مسائل است، اينگونه پايمال شود.
در حال حاضر صالحترين، قانونيترين و كمهزينهترين كار اين است كه نمايندگان دو جناحي كه در حاكميت قرار دارند در يك مناظره تلويزيوني اختلافات خود را مطرح كنند تا مردم نيز بدانند بحث و اختلاف بر سر چيست.
جناحي، دولت و همكاران او را به رمالي متهم ميكنند و دولت در پاسخ ميگويد: «خوب، رمالها دستگير شدهاند، اجازه دهيد كارمان را بكنيم.» يا گفته ميشود: «دولت و همكاران او ساحر هستند»، كه در پاسخ گفته ميشود: «شما كه ايمانتان قويترست بياييد و اين سحر را باطل كنيد.»
اگر بحث بر سر انتخابات است، اگر بحث بر سر تقرب به امام زمان است يا بر سر رابطه با امريكاست (آيتالله جنتي هر سه اين موارد را در خطبه نمازجمعه از موارد اختلاف دانستهاند) بياييم اينها را در مناظرههاي تلويزيوني مطرح كنيم و اجازه بدهيم مردم هم بدانند اختلاف بر سر چيست؟ قانونگرايي و اصلاحطلبي ايجاب ميكند حل تضادها ـ هر چند تضادهاي حاكميت ـ از راه گفتوگو حل شود، نه از راه انگزدن، برچسبزدن و دعواهاي خياباني و...
۱۳۹۰ شهریور ۱۰, پنجشنبه
روشنفکر دینی ؛ پروژهء ناتمام
منبع ندای آزادی :
در این جلسه دکتر عبدالکریم سروش به ایراد سخنرانی پرداخت.
دکتر سروش در بخشی از سخنان خود گفت : " روشنفکری دینی یکی از گفتمانهای برآمده از انقلاب است. نمی گویم که چنین پدیده ای پیش از انقلاب موجودیت نداشت. این پدیده وجود داشت و خصوصا مرحوم دکتر علی شریعتی از نمادها و مصادیق مشخص و مبرز آن بود ولی این تعبیر یعنی روشنفکری دینی هنوز ساخته نشده بود و پس از انقلاب بود که این تعبیر پدید آمد و سکه رایج شد و مخالفان و موافقان خودش را هم پدید آورد و تا امروز همچنان کسانی هستند که اساسا با این واژه، با این تعبیر، با این ترکیب مسئله دارند و معتقدند که این دوتا با یکدیگر، مثل عسل و خربزه، نمی سازند."
طنز آخوندی:حضرت آقا 14 سال دیگر بماند ترتیب ماه مبارک را خواهد داد!
امسال هلال رمضان را یک روز دیرتر رویت کردند و عده ای اول ماه مبارک را به نیت آخر شعبان افطار کردند، جماعتی امروز با سوریه و ترکیه و بعضی از علمای قم و مشهد، همراه شدند و هلال شوال را زودتر رویت کرده و امروز را عید داشتند! این هم رمضان 28 روزه!
نقل است در زمان سید( ره) در نجف اشرف چنین شد که یک روز هلال رمضان را دیر رویت کردند و اول ماه مبارک را مومنین به نیت آخر شعبان خوردند و رمضان آن سال نیز تمام نبود و مومنین 28 روز روزه داشتند، رندی می گفت: " خدا حضرت آقا را 14 سال دیگر برای ما حفظ کند و سالی 2 روز کم کند، ترتیب رمضان را خواهد داد! ان شاءالله "
90/6/9 مهدی خزعلی
رسانهای که نمیآموزد
منبع :وب سایت عباس عبدی
بیش از ده سال است که صدا و سیما را نمیبینم. ولی روز گذشته (21 رمضان) به دلیلی مجبور شدم پس از سالها، یک برنامه خبری آن را ببینم، و یقین پیدا کردم که یکی از مهمترین عوامل در بروز وضعیت فعلی کشور، وجود چنین جعبهای به نام صدا و سیما است. برنامه خبری را برای اطلاع از حوادث لیبی دیدم، اما حدود 10 دقیقه اول آن اخبار مربوط به شب قدر بود. در حالی که این موضوع به لحاظ ویژگیهای خبری (و نه معنوی و الهی و...) که برای اصحاب رسانه آشنا است در سطح اهمیت خبری سقوط رژیم قذافی نبود و در بهترین حالت باید گزارش آن در اواخر برنامه خبری ارائه شود. این رویدادی بود که چگونگی وقوع آن از پیش معلوم است و هر سال سه شب انجام میشود و اتفاق غیرمنتظرهای هم در آن روی نداده است، جزو اخبار معمولی قرار میگیرد.
۱۳۹۰ شهریور ۹, چهارشنبه
۱۳۹۰ شهریور ۵, شنبه
زور وزير نميرسد
| منبع بخش كاناپه روزنامه اعتماد |
| |
| پوريا عالمي محمدرضا باهنر كه نايبرييس مجلس است، دست وزير محترمي را گرفت و كشانكشان آوردش و نشاندش روي كاناپه. خودش هم نشست كنارش. وزير محترم زل زده بود به كف زمين و با انگشتهاش بازي ميكرد. باهنر نايبرييس گفت: «به آقاي كاناپهچي هم بگو.»وزير محترم نگفت. به باهنر نايبرييس گفتم شما بگو. گفت: «آقاي وزير ميگه زورم نميرسه... توي فرودگاه به من گفت. در گوشم. پنهاني. گفت مقامات بالا بهش ميگويند تو چه كار به اين كارها داري؟»گفتم: «حالا اين وزير محترم ما به چه كاري كار داشته مگر؟»باهنر نايبرييس گفت: «صحبت ويژهنامه حجاب خاتون است كه روزنامه فخيمه «ايران» درآورد.»وزير محترم پلكش شروع كرد به پريدن و تكرار كرد: «مقامات بالا... مقامات بالا...»باهنر نايبرييس گفت: «البته چنين پاسخي از سوي يك وزير جمهوري اسلامي زيبنده نيست، اما وي به صورت درد دل به من گفت ازش كاري برنميآيد و مقامات بالا بر اين موضوع اصرار دارند...»وزير محترم ناخنش را شروع كرد به جويدن و تكرار كرد: «مقامات بالا... مقامات بالا...»گفتم: «مقامات بالاتر از وزير يعني چي؟»باهنر گفت: «ما كه اصلا نميدانيم. اما حزبالله و نيروهاي اصولگرا توقع دارند شخص رييسجمهور از جريان انحرافي حمايت نكند.»وزير يك چيز نامفهومي گفت مثل اينكه: «يه وقتي من هم مثل وزير قبلي بركنار نشم...» البته صداش نامفهوم بود و ما اصلا متوجه نشديم چه گفت. راهكارها با توجه به اينكه «زور وزير محترم نميرسد تا جلوي انتشار يك ويژهنامه را بگيرد» و «چي كار دارد به اين كارها؟»، راهكارهاي زير را ميدهيم. به جاي وزير محترم، حسين رضازاده بشود وزير آن وزارتخانه كه زورش ميرسد. وزير محترم به جاي درد دل پيش نايبرييس مجلس، جلسات مرتبي را به ستون كاناپه بيايد يا پيش يك مشاور ديگر برود تا بتواند يك دل سير درد دل كند، شايد اعتمادبهنفسش بيشتر و در نتيجه وزيرياش بهتر شد. وزير محترم اصلا خيال نكند وزارتخانه مربوطه زورش كم است و مثلا وزارت اطلاعات زورش زياد است. فقط توجه كند كه وزير اطلاعات هم زورش نرسيد اما نرفت پيش باهنر درد دل كند كه زورش نميرسد. وزير محترم براي اينكه زورش برسد برود باشگاه اسم بنويسد. البته بهتر است جاي باشگاه بدنسازي برود كلاس يوگا ثبتنام كند. او بايد توجه كند كه زور به بازو نيست و بايد پروانه خفته قدرت درونش را تبديل به اژدهاي بيدار كند. ديدن انيميشن بامزي هم توصيه ميشود. بامزي به ما ياد ميدهد يك شيشه عسل چقدر زور آدم را زياد ميكند. وزير محترم به اين كارها كار نداشته باشد. صبح به صبح تماس بگيرد و بپرسد چه كارهايي هست كه ميتواند بهشان كار داشته باشد. وزير محترم كار خودش را بكند و سرش به كار خودش گرم باشد و خودش را سرگرم كند. آدم وزير نميشود كه به اين كارها كار داشته باشد. وزير ميشود كه بنشيند پشت ميزش و سودوكو حل كند. وزير محترم حالا كه كاري ندارد بكند شروع كند به مطالعه تا دست كم ميانگين زمان مطالعه در مملكت را بالا ببرد. خيلي ممنون. نسخه نسخه امروز اين است كه پيش هر كسي درد دل ميكنيد پيش محمدرضا باهنر نايبرييس درددل نكنيد. اصلا راز نگهدار خوبي نيست. |
۱۳۹۰ شهریور ۲, چهارشنبه
سكوت ايران در لحظه سرنوشت ليبي
| گفت و گو با صادق طباطبايي درباره امام موسي صدر |
انفعال دستگاه ديپلماسي ايران پاياني ندارد. 6ماه از تحولات ليبي سپري شد، معمر قذافي سقوط كرد و انقلابيون تسلط مناطق حساس اين كشور را در دست گرفتند اما وزارت خارجه ايران با خودداري از به رسميت شناختن حكومت جديد ليبي تنها به صدور بيانيهيي اكتفا كرد. با وجود كم?كاري دستگاه سياست خارجي كشورمان در برقراري ارتباط با شوراي ملي انتقالي ليبي، تركيه كه رقيب ايران در مناسبات منطقهيي به شمار ميرود گوي سبقت را از مقامات كشورمان ربود و آغاز عصر جديد در ليبي كه با هدف تشكيل كشوري متحد، دولتي و دموكراتيك صورت گرفته است را تبريك گفت و احمد داوود اوغلو وزير امور خارجه تركيه راهي بنغازي (پايگاه اصلي انقلابيون) شد تا با مقامات شوراي ملي انتقالي ليبي به گفتوگو بپردازد. |
منصور ارضي؛ كارآفرين برتر
| منبع بخش كاناپه روزنامه اعتماد |
پوريا عالمي چه صف كشيدهاند كه سوژه بسازند و بيايند روي كاناپه. اما اصلا خيال نميكرديم آقاي منصور ارضي را روي كاناپه ببينيم كه يله بدهد و قسم جلاله بخورد كه «ملت بروند اسفنديار رحيممشايي را بكشند، پولش را منصور ارضي بدهد.» ما همينجا از منصور ارضي تشكر ميكنيم و– با توجه به محدوديت جا - به اطلاع عموم اهل تريبون و منبر و رسانه ميرسانيم براي سوژه شدن و آمدن و دراز شدن و لم دادن روي كاناپه بايد از قبل رزرو كنند. با تشكر. سوالات مرگي اگر قرار باشد رحيممشايي را بكشيم و پولش را از منصور ارضي بگيريم چند مساله پيش ميآيد. ما كه قيمت دستمان نيست، آقاي ارضي اعلام كند الان مظنه چند است. با توجه به اينكه براي رسيدن به رحيممشايي، به عنوان غول مرحله آخر، بايد با چند جنگير و دعانويس و جادوگر مبارزه كرد و از آنها گذشت، آيا در اين بازي ميشود بازي را save كرد؟ آيا آقاي ارضي 1Up و جان اضافه به بازيگر اضافه ميكند يا اگر آدم در طول بازي جن گرفتش يا هيولا خوردش يا جادو شد و مرد، راست راستكي ميميرد و جانش تلف ميشود؟ قديمها بهتر بود به نظرم. يعني براي مرده يا زنده طرف پول ميدادند. گويا الان كارها تخصصي شده. در اين قضيه نيت مهم نيست؟ يعني الان ما قصد كرديم اما نميتوانيم رحيممشايي را بكشيم. آيا به خاطر نيتمان آقاي ارضي پول نميدهد؟ آيا رحيممشايي يك بنگاه زودبازده است؟ آيا براي راهاندازي كسب و كار كشتن رحيم مشايي و خريدن وسايل لازم كشتن، وام تعلق ميگيرد؟ يا گلريزان ميكنند؟ اگر مثلا يكي آقاي مشايي را پيدا كند اما نتواند بكشد يعني رحيم مشايي پيشدستي كند و تكنيك بزند و طرف را بكشد آيا آقاي ارضي به بازماندگان طرف پول ميدهد؟ اگر رحيممشايي در اين فاصله به مرگ طبيعي بميرد منصور ارضي پول را ميدهد به بيتالمال؟ اگر رحيممشايي پوللازم باشد و خودكشي كند منصور ارضي پول را به چه كسي ميدهد؟ نسخه از منصور ارضي به عنوان كارآفرين برتر تقدير و تشكر ميكنيم. پانويس: ما واقعا آرزوي مرگ كه هيچي، آرزوي قولنج يا سرماخوردگي هيچ كسي را نداريم. در اين ستون نيز با موضوع پول دادن منصور ارضي براي كشتن رحيممشايي، به عنوان يك موضوع اقتصادي و كارآفريني برخورد كرديم. |
۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه
گرفتگي چاه منازل پولتيك بعدي دشمن
| منبع بخش كاناپه روزنامه اعتماد |
پوريا عالمي استاندار قم گفت: «اخلال در سيستم بانكي، كار دشمن است، براي ايجاد نارضايتي در مردم.» من كاناپهچي گفتم: «به نكته ظريفي اشاره كرديد. ديگر چي؟» گفت: «ايجاد ترافيك نيز كار دشمن است، براي ناراضي كردن مردم از مملكت.» گفتم: «به نكته غامضي اشاره كرديد. ديگر چي؟» گفت: «همه اينها راهبرد درازمدت دشمن براي ضربه به كشور است.» گفتم: «ميفهمم. ميفهمم. الان آمدني من توي ترافيك ماندم و ضربه دشمن را احساس كردم. اصلا اين چراغ قرمز كه از صد يك دفعه پريد روي صفر، و زرتي سبز شد هم به نظرم خيلي مشكوك آمد. اصلا...» افشاي پولتيك ترافيك خوب شد فهميديم كه «اخلال در سيستم بانكي و ايجاد ترافيك» كار دشمن است. براي همين مجبوريم افشاگري کنيم؛ اول اينكه دشمن مثل آن «خانمهاي بدحجابي كه بهشان پول داده تا توي خيابانهاي تهران راه بروند و بنيان جامعه را سست كنند»، به چند رانندهنما پول داده تا در جاي جاي شهر پارك دوبل کنند و به كشور ضربه بزنند. دوم اينكه من شخصا معتقدم خانواده عروس كه شب عروسي با حالت مشكوكي بوق «بيبيق بيق... بوبوق بوق» ميزند عملا هم دارد به دشمن علامت ميدهد، هم دارد ميگويد كجا چه خبر است تا دشمن با ماهواره جاسوسياش زوم كند آنجا و از ته و توي روابط خصوصي ما سر در بياورد. سوم اينكه آيا به راستي استفاده از بوق كه يك نماد غربي و فراماسوني است نبايد مثل ماهواره از جامعه ما جمعآوري شود؟ آيا زنگوله اصيل ايراني يا شيپور ايراني نبايد دوباره احيا شود؟ چهارم اينكه، عابربانك مظهر فساد در جامعه نيست؟ يعني چه كه آدم وسط خيابان يك كارت فرو كند به ديوار و پول بگيرد؟ پنجم اينكه آيا اين كار دشمن نيست كه ميخواهد گرداليها و صفرهاي پول ما را كم كند؟ آيا دشمن ميخواهد پول ما را از سكه بيندازد؟ آيا ميخواهد ما صفر نداشته باشيم تا به خارج زنگ بزنيم؟ آيا وقتي عابربانكي كارت مردم را ميخورد، يعني دشمن دارد ما را خرده خرده ميخورد؟ (ما نميدانيم) با توجه به اينكه ترافيك هم كار دشمن است، به نظر ما گرفتگي چاه منازل نيز كار دشمن است تا مردم شاكي شوند. همچنين بعيد نيست دشمن از طريق ايجاد دفاتر گرفتگي و تخليه چاه به عمق خانههاي مردم نفوذ كرده و جاسوسي كند. |
۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سهشنبه
بخش دوم مستند ظهور بسیار نزدیک است
| عبرت تاريخ |
| در كليپي كه تازه منتشر شده، محمود احمدي نژاد به مختار ثقفي تشبيه شده است منبع اعتماد گروه سياسي|فرزانه آييني بار ديگر كليپي درباره احمدينژاد و مقايسه او با يكي از شخصيتهاي تاريخي ساخته شده تا انگشت اتهام براي ساخت اين فيلم به سمت جريان خاص نشانه برود. اين بار هم تنها چند روز پس از ماجراي ويژهنامه روزنامه ايران برخي، انتشار سيدي با نام عبرت تاريخ را به جريان خاص منتسب ميكنند. اين جريان در مظان انتشار كيليپي هستند كه احتمالا در روزهاي آينده در فضاي رسانهاي كشور از آن زياد خواهيم شنيد. همچنان كه قبلا انتشار سيدي مستند ظهور و تشبيه رئيسجمهور به يكي از ياران امام زمان جنجال آفرين شد. اين كليپ تازه كه «عبرت تاريخ» نام دارد، در حالي منتشر شده است كه هنوز موج واكنشها به خاتون ـ ويژهنامه جنجالي روزنامه ايران ـ |
اشتراک در:
پستها (Atom)
